رو مي كنم به هرجا، در هر كجا تو هستي

از ابتدا تو بودي تا انتها تو هستي

در جاده هاي خاكي آن سوي نا كجا آباد

هر لحظه رو به روي چشمان ما تو هستي

كشتي شكسته ماييم اما در اين هياهو

هم با خدا تو هستي هم ناخدا تو هستي

گويي درون چشمت خورشيد لانه كرده!

سر چشمه تمام آيينه ها تو هستي

در بين هر ركوع و در بين سجده هايم

هم دلگشا تو هستي هم دلربا تو هستي

امروز اگر چه دنيا در دست كافران است

فردا سرود فتح هر ماجرا تو هستي

او، من، شما و هستي، مشتق اسم اعظم

سر منشاء تمام او، من، شما، تو هستي

شعر و غزل توايي جز تو نمي شناسد

پايان خوب شعر هر بينوا تو هستی

 

سلام خدا جون . خوبي كه؟

 

*********************************************

از اين زندگي از اين همه تكرار خسته ام

از هاي و هوي كوچه و بازار خسته ام

دلگيرم از ستاره و آزرده ام ز ماه

امشب دگر ز هر كه و هر كار خسته ام

دل خسته سوي خانه تن خسته مي كشم

آخ... كزين خموشي تقويم خسته ام

بيزارم از خموشي تقويم روي ميز

وز دنگ دنگ ساعت ديوار خسته ام

از او كه گفت يار تو هستم ولي نبود

از خود كه بي شكيبم و بي يار خسته ام

تنها و دل گرفته و بيزار و بي اميد

از حال من مپرس كه بسيار خسته ام

 

دلم بد جوري گرفته.

براي داداشيم دعا كنيد. دعا...