به تو که فکر می‌کنم

به تو که فکر میکنم، گرما از انگشتانم بالا می‌آید، به شانه‌هایم که می‌رسد گرم‌تر می‌شود، جای دستانت... از گردنم لب به لب بالا می‌رود و می‌رسد به لبانم و نفسم را به شماره می‌اندازد.

به تو که فکر می‌کنم چشمانم مست می‌شود، نگاهم می‌خندد و پرواز می‌کنم به رویا و تو را می‌بینم که کنارت هستم.

به تو که فکر می‌کنم تمام فکرهای دنیا به نظاره می‌نشینند.

فکرِ تو چکار می‌کند با من که حاضرم دست از زندگی بردارم و فقط به تو فکر کنم.

/ 0 نظر / 2 بازدید