راز

یه چیزی هست که نگفتنش آزار میده چون تحملش خیلی سخته و گفتنشم اذیتم میکنه چون بعد از اینکه بقیه بفهمن نگاها همه ترحم آمیز میشه و من دوست ندارم این اتفاق بیافته.

اما میترسم از همین راز و این ترس خوابای شبم رو تبدیل به کابوس کرده.

نزدیک دوساله هست اما هرچی میگذره شدیدتر و خطرناک تر میشه.

میترسم.

کاش بتونم با خودم کنار بیام و بگم.

...

/ 1 نظر / 10 بازدید
جولیت

خدای نکرده سلامتیت که به خطر نیفتاده؟