اون رویِ مسخره‌ی زندگی

همه چیز خسته کننده هست. همه جا سیاه و سفیده. بدون هیچ رنگی، بدون هیچ تنوعی. بدون هیچ هیجان...

حوصله هیچ کسی و هیچ چیزی رو ندارم. گاهی خیره می‌شم به یه نقطه، انگار منتظر مرگم باشم.

انگیزمو برای انجام هر کاری از دست دادم. دیگه چیزی جذبم نمی‌کنه. امید به هیچ چیزی ندارم.

بی تفاوت...

دوست دارم ساعت‌ها بخوابم. ساعت‌ها کاری نکنم. ساعت‌ها مثل یه جسد ادامه بدم تا تموم بشه... همه چیز تموم بشه. همه چیز...

/ 0 نظر / 12 بازدید