امروزِ پرنورِ تهران

پرنده‌های شاد قشنگترین صحنه‌ی امروز شهر بودند. شهری که به لطف باران، دست طلاییِ خورشید را روی پوستش احساس کرد و آبی آسمان را با تمام وجود در آغوش می‌کشید.

ما انسان‌ها اما از ترس معاشقه‌ی سرما با پوستمان، از ترس لمس صبحِ روشنِ دیگری، از ترس شنیدن آواز نسیم، فقط شهر را لبریز از پاره آهن‌های بی احساسمان کرده‌ایم که تنها هنرشان ضجه‌ی وحشیانه است، مبادا لحظه‌ای لبخندی بر صورت کسی بنشیند.

/ 0 نظر / 11 بازدید