جای خالی‌ات داد می‎زند...

جای خالیِ یک نفر وقتی داد می‌زند که توی کافه نشسته باشی، تنها. با تنهاییِ خودت خلوت کرده باشی و با خودت کتاب بخوانی و تصور کنی و ... تمام صحنه‌ها را، و زندگی کنی با آن‌ها. ناگاه یک نفر بیاید، صندلیِ روبرویی را کنار بکشد و بی اطلاع از مکالمه‌ی زن و مردِ داستان شروع کند به صحبت کردن و ... لبخند اجباری روی لبانت بنشاند، اما نه آنطور که پشیمان شوی. بعد بلند شود و برود و تو بمانی با یک صندلی نیمه عقب رانده شده که حجم خالی یک نفر را داد می‌زند. فریاد می‌کشد و از غصه صدایش می‌گیرد. برمی‌گردی به زن و مرد، به داستان و کش مکشِ خودکشیِ همسایه‌شان. بر می‌گردی به دنیای تنهاییِِ خودت.

کافه لیم - 3 بهمن - 13:22

/ 3 نظر / 5 بازدید
ali

[گل][گل][گل]

آمد

آنگاست که وقتی دیالوگ اول شروع میشود ، تنهایی آدم پر میزند .